راه موفقیت: در استنفورد هیچ راهی برای سعی کردن وجود ندارد

سخن مشاور

🔴 راه موفقیت: در استنفورد هیچ راهی برای سعی کردن وجود ندارد

✍️ یک روز در یکی از جلسات مشاوره تحصیلی که برای بررسی علل بی نتیجه ماندن تلاشهای داوطلب کنکوری که سه سال پیاپی در آزمون سراسری ناموفق بود، برگزار شده بود؛ یک مسأله سطح متوسط از درس فیزیک را در مقابل داوطلب گذاشتم و عرض کردم:

❗️ « سعی کن تا این مسأله را حل کنی! »

دقایقی بعد او گفت که از حل آن تست عاجز است.

سپس تست دیگری که از نظر درجه سختی از سؤال قبلی سخت تر بود به او داده و عرض کردم :

🔹« این تست را حل کن

او در زمان بسیار کمی موفق به حل پرسش دوم شد.

سپس به او گفتم آیا می دانی چرا موفق به حل تست اول که خیلی ساده تر از تست دوم بود، نشدی؟

دانش آموز گفت: نه نمی دانم.

👈 در مورد تست اول من به شما گفتم: سعی کن تا این تست را حل کنی!

به نظر می رسد تو از واژه سعی کناین برداشت را کرده باشی که این تست باید خیلی سخت باشد! همینطور است؟

داوطلب: بله از لحن شما حس کردم که باید این سؤال بسیار سختی باشد.

: اما در مورد تست دوم من از عبارت سعی کن … ” استفاده نکردم و فقط گفتم این تست را حل کن و تو با شنیدن این جمله گمان کردی این تست ساده تری است و لذا موفق به حل آن شدی!

داوطلب: بله درست است.

: یادت باشد هرگز در انجام هرکاری سعی نکن! زیرا سعی کردن تو را به موفقیت و پیروزی نمی رساند، بنابراین یا آنرا را انجام بده یا نده. زیرا هیچ راهی برای سعی کردن وجود ندارد. »

🔑نتیجه:

برای موفقیت در انجام هرکاری می بایست عباراتی نظیر تلاشم را می کنم ، سعی خود را می کنم ، من پیش می روم تا ببینم چه می شود و … ” را از زندگی خود حذف کنیم.

بچه های استنفورد یا کاری را انجام نمی دادند و یا وقتی تصمیم به انجام آن می گرفتند، آنرا به بهترین شکل ممکن به پایان می رساندند.آنها یک شعار معروف داشتند:

🔷« کاری که با عبارت من سعی می کنم همراه باشد، سزاوار پیروزی نیست»

به شیوانا خبر دادند که یکی از شاگردان قدیمی اش در شهری دور از طریق معرفت دور شده و راه ولگردی را پیشه کرده است. شیوانا چندین هفته سفر کرد تا به شهر آن شاگرد قدیمی رسید. بدون اینکه استراحتی کند مستقیماً سراغ او را گرفت و پس از ساعتها جستجو او را در یک محل نامناسب یافت.

مقابلش ایستاد؛ سری تکان داد و از او پرسید: تو اینجا چه میکنی دوست قدیمی؟ !!

شاگرد لبخند تلخی زد و شانه هایش را بالا انداخت و گفت: من لیاقت درسهای شما را نداشتم استاد! حق من خیلی بدتر از اینهاست! شما این همه راه آمده اید تا به من چه بگویید؟

شیوانا تبسمی کرد و گفت: من هنوز هم خودم را استاد تو میدانم. آمده ام تا درس امروزت را بدهم و بروم.

شاگردِ مأیوس و ناامید، نگاهش را به چشمان شیوانا دوخت و پرسید: یعنی این همه راه را به خاطر من آمده اید؟ !!

شیوانا با اطمینان گفت: البته! لیاقت تو خیلی بیشتر از اینهاست .

درس امروز این است:

هرگز با خودت قهر مکن.

هرگز مگذار دیگران وادارت کنند با خودت قهر کنی.

و هرگز اجازه مده دیگران وادارت کنند خودت، خودت را محکوم کنی.

به محض اینکه خودت با خودت قهر کنی دیگر نسبت به سلامت ذهن و روان و جسم خود بی اعتنا میشوی و هر نوع بیحرمتی به جسم و روح خودت را میپذیری.

همیشه با خودت آشتی باش و همیشه برای جبران خطاها به خودت فرصت بده.

تکرار میکنم: خودت آخرین نفری باش که در این دنیا با خودت قهر میکنی

درس امروز من همین است.

شیوانا پیشانی شاگردش را بوسید و بلافاصله بدون اینکه استراحتی کند به سمت دهکدهاش بازگشت. چند هفته بعد به او خبر دادند که شاگرد قدیمیاش وارد مدرسه شده و سراغش را میگیرد. شیوانا به استقبالش رفت و او را دید که سالم و سرحال در لباسی تمیز و مرتب مقابلش ایستاده است.

شیوانا تبسمی کرد و او را در آغوش گرفت و آرام در گوشش گفت: اکنون که با خودت آشتی کرده ای یاد بگیر که از خودت طرفداری کنی.

به هیچکس اجازه نده تو را با یادآوری گذشته ات وادار به سرافکندگی کند.

همیشه از خودت و ذهن و روح و جسم خودت دفاع کن.

هرگز مگذار دیگران وادارت سازند، دفاع از خودت را فراموش کنی و به تو توهین کنند.

خودت اولین نفری باش که در این دنیا از حیثیت خودت دفاع میکنى

#والدین

تکنیک های برخورد با نوسانات خلقی نوجوانان

نوسانات خلقی آن‌ها را به خود نگیرید. اگر از رفتار آن‌ها دچار سردرگمی می‌شوید، به خاطر داشته باشید بچه‌ها بیش ازآنچه حاضرند به زبان بیاورند، از تغییرات جسمی و عاطفی خود دچار سردرگمی شده‌اند. آن‌ها می‌دانند که از علاقۀ بی‌پایان شما برخوردارند، پس بااحساس امنیت به شما حمله می‌کنند.

ابتدا صبر کنید تا آرامش برقرار شود، سپس وقتی احساس کردید که فرزندتان آمادگی دارد، سعی کنید دوباره با او ارتباط برقرار کنید. شاید بهتر باشد که سر صحبت را با موضوعی خنثی بازکنید و سپس به‌تدریج به مسائل مربوط به ناراحتی اخیر او بپردازید. شاید وقتی این ابر تیره از بالای سرتان رد شد، شما و فرزندتان بتوانید باهم لحظاتی گرم را تجربه کنید، لحظه‌هایی که هردوی شما را نسبت به فردایی بهتر امیدوار می‌سازد.

🎗به فرزندتان بگویید: من با تو این‌طور صحبت نمی‌کنم، پس تو هم لطفاً با من این‌طور صحبت نکن! گفتن این عبارت که تهدیدآمیز نیست می‌تواند مفید باشد، البته باید بتوانید بر خود مسلط باشید، اگر نتوانید خود را کنترل کنید و بر سر فرزندتان داد بزنید، ارتباط کلامی شما ابتدا به جنگ و جدل تبدیل می‌شود و سپس کاملاً قطع می‌گردد.

مشاور: سرکار خانم اللهی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *